📕مروری بر رمان “سمفونی مردگان” اثر عباس معروفی سال ۱۳۶۸
ماجرای زندگی یک خانوادهی سنتی اردبیلی در عصر رضاشاهی را روایت میکند که این زندگی با تعدد شخصیتی و تنافرِ روحیات، عقاید و باورهای شخصیتها، تبدیل به صحنهی جنگ فلسفی همیشگی ماعضای خانواده میشود.
سمفونی مردگان جدالی بین سنت و مدرنیته در آغاز راه مدرنیته در ایران است؛ پس هرکدام از شخصیتها به نوعی به سنت نزدیکتر است و یا مدرنیته!
داستان با تنوع شخصیتی خود در مفاهیم هم بسیار متنوع عمل میکند و به طور همزمان از چند مضمون، چند فرم، چند بنمایه و… استفاده میکند؛ برای مثال هم میتوانیم از آن برداشتهایی درام داشته باشیم؛ هم برداشتهایی سیاسی و اجتماعی و هم برداشتی عاشقانه که لایهی رویی و جذاب سمفونی مردگان است. جدای از این موضوع، هرکدام از شخصیتهای محوری، یک بار تریبون به دست میگیرند و ماجرا از زوایای مختلفی برای مخاطب روایت میشود تا هیچ نقطهی فلسفی و روانیای در اثر نادیده گرفته نشود.
شخصیت اصلی داستان سمفونی مردگان آیدین است. یک پسر روشنفکر، شاعر، بسیار فعال که در یک خانواده به شدت سنتی و پدرسالار زندگی می کند.در این میان، جابر، پدر آیدین از شعر گفتن و کتاب خواندن او هراس داردو او را از همه این کارها و شعر گفتن ها منع می کند و حتی کار را به جایی می رساند که کتاب ها و حتی اتاقش را می سوزاند و عقیده دارد این ها فتنه و اسباب شیطانند. در نهایت فشار روانی روی آیدین زیاد می شود و…
درواقع آیدین چون از پدرش متنفر است، نمیتواند با او همانندسازی کرده و رفتارهایش را در کالبد خود بازتولید کند؛ و از آنجا که بسیاری از رفتارهای هر فردِ منفیای، ممکن است منفی نباشد، آیدین با خط زدنِ تمام آن چیزی که از پدر دیده، به صورت ناخواسته بعضی از رفتارهای مردانه را هم قلم میگیرد.
سعی میکند در تقابل با تنفر از پدرش، خواهرش (قُلش) را دوست داشته و شاد کند اما موفق نمیشود و آیدا میمیرد؛ سپس سعی میکند به سورمه دل ببند و جای آیدا را با او پر کند اما او را هم از دست میدهد و درنهایت با از دست دادنِ همهچیز و همهکس تنها برادرِ خونیاش را دارد که از او هم بدی میبیند؛
نویسنده این کتاب را سمفونی مرگ نام نهاده است چرا که تمام عناصر داستان پیشامدهای ممکن از احتمالات کم و کیف مرگ را به صورت داستان برای خواننده می نوازد و می سراید.اکثر شخصیت های داستان به مرور می میرند اما نکته داستان آنجاست که آنها با ناکامی در رسیدن به آمال و لذت ها و لیاقت های خود مثل مرده متحرک بوده و قبل از اینکه بمیرند مرگرا تجربه می کنند.
درواقع نیروی زایندگی -که پیشبرندهی غریزهی زندگی است-، میتواند طی فرآیندی پیچیده -که آیدین آن را در از دست دادن مادر، خواهر، تحصیلات و عشقش طی کرد-، با نیروی ویرانگری -که پیشبرندهی غریزهی مرگ است-، جایگزین شود.در مورد سایر شخصیت های داستان هم این مورد موضوعیت دارد.
رمان قابل احترام و لذت بخشی که در مورد بخش ها و مفاهیم آن مقاله ها و کتاب های متعدد نوشته شده است و مطمئنا جز بهترین ها و قابل رقابت با محصولات فکری جهانی است.
🍃فرزاد صولتی ۱۴۰۱/۰۴/۳۱