📒مروری بر کتاب “سلام بر ابراهیم” اثر محسن عمادی
این کتاب به زندگینامه شهید مفقود الاثر ابراهیم هادی می پردازد.این کتاب بیش از یک میلیون جلد چاپ شده است.در این کتاب خاطره های این شخصیت از دوستان و اطرافیانش بازگو شده است.
در مقدمه کتاب سلام بر ابراهیم، آمده است:این کتاب نه تنها یادآور شهیدی قهرمان، بلکه بیانگر احوال مردی است که با داشتن قهرمانی ها، پهلوانی ها، رشادت ها، مروت ها و… با دریافت مدال شهادت کمال یافت.
ابراهیم الگوی اخلاق عملی برای همه انسان هایی است که می خواهند درس درست زیستن را بیاموزند.
ابراهیم در تمام امور رضایت خدا را در نظر می گرفته ،این موضوع شخصیتی آسمانی و عرفانی از او ساخته است.مطالب جذاب و داستان های عبرت آموز این شخصیت در عرفان عملی بی بدیل است.
شجاعت ابراهیم در جبهه زبان زد بوده است،همه رزمنده ها دوست داشتن همراه او باشند.علاقه دارم یکی از خاطره های این شخصیت را اینجا بازگو کنم:
در یکی از جبهه های جنگ در منطقه گیلان غرب ابراهیم و تعدادی از هم رزمندانش مکلف به حفظ تپه مهمی بودند که عراق با نیروهای زیادی قصد تصرف آن را داشتند.
“عراقي ها شــديداً مقاومــت مي كردند. نيروي زيادي روي تپــه و اطراف آن داشتند. هر طرحي داديم به نتيجه نرسيد. نزديك اذان صبح بود و بايد كاري مي كرديم، اما نمي دانســتيم چه كاري بهتره. يكدفعه ابراهيم از سنگر خارج شد!به سمت تپه عراقي ها حركت كرد و بعد روي تخته سنگي به سمت قبله ايستاد!بــا صداي بلند شــروع به گفتن اذان صبح كرد! ما هــر چه داد مي زديم كه ابراهيم بيا عقب، الان عراقي ها تو رو مي زنن، فايده نداشت.تقريباً تا آخر اذان را گفت. با تعجب ديديم كه صداي تيراندازي عراقي ها قطع شده! ولي همان موقع يك گلوله شليك شد و به ابراهيم اصابت كرد. ما هم آورديمش عقب!”
بعد این اتفاق و با روشن شدن هوا هجده نفر که یکی از آنها فرمانده عراقی ها بوده است خودشان را تسلیم کرده اند و دنبال کسی بوده اند که اذان گفته است.فرمانده شان و تعدادی از آنها شیعه بوده اند که با شنیدن اذان به اشتباه خود در اهداف این جنگ پی برده بودند و جنگ را متارکه کرده بودند.این هجده نفر که یکی از آنها ضارب ابراهیم هادی بوده بعدها به ضمانت یکی از علما به نبرد ایران علیه صدام پیوسته و همه شان در یک گردان شهید شدند.
۱۴۰۴/۰۴/۰۶🌿